تغذیه، بیشترین هزینه درپرورش بوقلمون را به خود اختصاص می دهد به طوری که 60 الی 70% از هزینه تولید، با تغذیه مرتبط است. ضمن اینکه انرژی و پروتئین، به عنوان بزرگ ترین عوامل مشارکت کننده در این هزینه‌می باشند.

برای حمایت از عملکرد پرنده، میزان کافی انرژی و اسیدهای آمینه باید در رژیم غذایی وجود داشته باشند. برای دستیابی به بهترین نتیجه اقتصادی، واکنش پرنده به این مواد مغذی باید شناخته شود.

سطوح ماده مغذی، ارزیابی می شود:

Aviagen Turkeys (کمپانی پرورش‌دهنده بوقلمون)،در مشارکت با شرکای تحقیقی خود، آزمایش هایی را انجام داده است که تأثیر انرژی و غلظت‌های مختلف اسید آمینه را برعملکرد بوقلمون، برآوردمی کنند. هرکدام از این آزمایش‌ها، سطوح مختلف ماده‌ی مغذی را ارزیابی کردند.

جدول ۱، سطوح ارزیابی شده‌اسیدآمینه و انرژی را نشان میدهد. سطوح ماده مغذی که به عنوان درصدی از استاندارد پرورش بیان می شوند، استاندارد پرورشB.U.T را به طور کامل و ۱۰۰ نشان می دهند. داده های به دست آمده از این آزمایش ها، جهت ارزیابی واکنش بوقلمون ها به طیفی از غلظت های مواد مغذی، تطبیق داده شدند و مقایسه گردیدند.

نمودار ۱، نشان می‌دهد که وزن حیوان زنده و FCR (ضریب تبدیل غذایی)، با غلظت اسید آمینه و انرژی، متناسب هستند (به عنوان درصدی مرتبط با کنترل ۱۰۰% ابرازمی شوند).

هر ۲ موردپاسخ های وزن بوقلمون زنده و FCR، به ترتیب تا ۱۲۵% و ۱۰۵%درصد از توصیه های پرورشی به ازای غلظت انرژی و اسیدآمینه، در بالاترین غلظت هایماده‌ مغذی، بهینه می شوند. نمودار 1 همچنین نشان می دهد که به نظرمی رسدغلظت انرژی، پاسخ به افزایش غلظت اسید آمینه را به طور مثبتی تحت تأثیر قرار دهد که نشان دهنده این است که غلظت انرژی جیره، باید در بالاترین میزان غلظت اسیدآمینه ای بررسی شود.

پاسخ به سایر ویژگی هاازجمله خصوصیات عملکردی نیز، تعیین شدند؛مانند وزن پرنده زنده و FCR، افزایش غلظت ماده‌ی مغذی، همچنین تأثیر مثبتی بر روی محصول گوشت سینه داشت (نمودار ۲ را ببینید). در غلظت های پایین تر انرژی، محصول گوشت سینه (BMY)، نسبت به افزایش غلظت اسیدآمینه، واکنش غیرخطی (منحنی شکل) نشان داد.

با این وجود، مانند پاسخ های وزن پرنده زنده و FCR، گوشت سینه نیز به افزایش غلظت اسیدآمینه در تراکم های بالاتر انرژی، واکنش نشان داد. مجدداً، این امر، در زمان بهینه سازی پاسخ عملکرد به غلظت اسیدآمینه، تأثیرغلظت انرژی را تقویت می کند. با داشتن عملکردهای بهره ‌وری تخصیص یافته به غلظت‌های مختلف ماده مغذی، می توان واکنش های اقتصادی را شناسایی کرد.

برآوردسود ناخالص (حاشیه سود):

سود ناخالص (بعد از هزینه تغذیه)، با برآوردحاشیه سود بین بازدهی (ارزش پرنده زنده یا گوشت) و هزینه تغذیه در هر واحد از غلظت ماده مغذی، محاسبه می شود. با بررسی نمودار 3، تأثیر غلظت ماده مغذی بر روی حاشیه سودپرنده پرورش یافته،می تواند به طور مثبتی ارزیابی شود. همین رویکرد می تواند برای برآوردحاشیه سود به ازای محصولات فرآوری شده نیز به نتیجه برسد. حاشیه سود در هر واحد از غلظت ماده مغذی، بر مبنای بازدهی (ارزش محصول گوشت سینه) منهای هزینه تغذیه هر پرنده، برآورد شد.

  • سودهای ناخالص بالاترعملکرد بوقلمون ویا بالاتر از استانداردهای پرورش در ارتباط با سطوح پایین ترماده‌مغذی، به دست می آیند. با این حال، افزایش بیشتراسیدآمینه و تراکم انرژی، حاشیه سود را افزایش می دهد.
  • افزایش یک ماده مغذی بدون افزایش همزمان ماده‌ مغذی دیگر، منجر به حاشیه‌ سود کمتر می­شود.
  • این ارزیابی ها، بر اساس یک مبنای مختص هزینه، بوده اند. هزینه های تغذیه ای مواد اولیه، نوسان دارند و بر حاشیه سودتأثیر خواهد گذاشت. بنابراین برای ارزیابی این تأثیر، هم پرنده پرورش یافته و هم حاشیه های سودعملکرد، در هزینه های تغذیه ای بالاتر، مورد بررسی قرار گرفتند.

قیمت فرآورده های فرعی پروتئین، غلات و حبوبات، با حداقل هزینه۱۰ درصدی افزایش می یابد که طیف های کلی در هزینه های مواد اولیه را در طول یک دوره‌ی۳‌ ساله، منعکس کند.

نمودار ۴، هر ۲ ویژگی حاشیه‌ سود و پرورش بوقلمون را نشان می دهد که با توجه به ویژگی حاشیه سود در هزینه های تغذیه‌ای پایین‌تر، بدون تغییر باقی می‌مانند. حاشیه‌ی سود، در استاندارد پرورش مرتبط با سطوح پایین ترماده‌ مغذی، همچنان در درجه ‌بالاتر هستند؛ و در بالاترین غلظت های ماده مغذی، بهینه می شوند.

این امر، نشان می دهد که پاسخ های حاشیه سود به غلظت ماده مغذی، نسبت به تغییرات متغیر قیمت مواد اولیه، انعطاف پذیر است و نشان می دهد که در زمان افزایش هزینه مواد اولیه، غلظت ماده مغذی نباید به زیر استانداردهای پرورش، کاهش یابد. ارزیابی ها همچنین بر مبنای سودهای متغیر، انجام شدند؛ و سود وزن حیوان زنده (نسبت به مبنای سود موجود) تا ۱۰% کاهش یافت. حاشیه‌ی سود بهینه به ازای حیوان پرورش یافته، همچنان از طریق غلظت های بالاتر انرژی و اسیدآمینه، ایجاد می شود (نمودار ۵) و نشان می دهد که اگرچه مبنای سود ممکن است به طورفراوانی تغییر کند، اما به نظرمی رسد که برای تغییر قابل توجه غلظت ماده مغذی، مبنایی جزئی و ناچیز وجود داشته باشد.

  • وزن حیوان زنده، FCR و محصول گوشت سینه، نسبت به غلظت ماده مغذی حساس هستند (با آن متناسب‌اند) و واکنش های بهینه را در همان سطح یا بالاتر از استانداردهای پرورش، نشان می دهند.
  • بر مبنای سناریوی نمونه، تغذیه تا سطح استاندارد پرورش دهی، نسبت به غلظت های پایین ترماده مغذی، حاشیه سود بالاتری را نتیجه می دهد. افزایش هر دو مورد اسیدآمینه و تراکم انرژی تا میزانی بالاتر از استاندارد پرورش، منجر به بهبود بیشتر حاشیه سود می شود.
  • انحراف غلظت ماده مغذی تا زیر استاندارد تغذیه، حاشیه سود عملکرد و حیوان پرورش یافته را کاهش می دهد.
  • پاسخ حاشیه سود به غلظت ماده مغذی، در هزینه های افزایش یافته تغذیه، یکسان باقی می ماندکه نشان

میدهد وقتی که قیمت های مواد اولیه افزایش می یابند، غلظت ماده مغذی نباید کاهش زیادی داشته باشد.

  • پاسخ حاشیه‌ سود به غلظت ماده مغذی در سطوح متفاوت سود، ثابت است که نشان می دهد در زمان کاهش سود، غلظت ماده مغذی نباید تا زیر استاندارد پرورش دهی، کاهش یابد.
  • مقایسه و تطبیق داده های واکنش آزمایشی، ابزاری را فراهم می کند که به‌وسیله‌ی آن، هردوی واکنش‌های بیولوژیک و اقتصادی، می‌توانند در غلظت های مختلف ماده مغذی، ارزیابی شوند. با استفاده از این رویکرد، متخصصین تغذیه می توانند به ازای مجموعه ای از شرایط، درباره غلظت ماده مغذی جهت تغذیه بوقلمون‌های تجارتی (برای فروش)، تصمیمات آگاهانه ای بگیرند.
  •  

     

     

    ترجمه و تحقیق مهندس مهناز راد گروه علمی شرکت آرین رشد افزا