بوقلمون ها حساس ترین گونه نسبت به بیماری هیستومونیازیس (سرسیاه) هستند. ممکن است به علت تلفات ناشی از بیماری انگل هیستوموناسمله آگریدیس، خسارات بارز زیادی ایجاد گردد وشاید میزان این تلفات تا 100% برسد.

هیستومونیازیس ضایعات مشهودی در سکوم و کبد ایجاد می نماید. از این جهت تشخیص بانکروسکوپی در بوقلمون های مرده یا مبتلا صورت می گیرد. روش های لابراتومی از طریق میکروسکوپی، هیستولوژی، PCR و کشت می توانند در تشخیص قطعی استفاده گردند.

بروز بیماری در مولدها و تخم گذارها

اخیراً هیستومونیازیس به عنوان بیماری فارم های مولد و تخم گذار گزارش شده است. برخلاف گذشته که مرغ ها به عنوان حاملین بی علامت هیستوموناس مله آگریدیس تلقی می شدند، امروزه غالباً بروز بیماری در مرغ ها به همراه میزان تلفات بالا و کاهش تولید تخم گزارش می شود.

ممکن است گله های سنتی به اندازه فارم های صنعتی درگیر شوند و علائم بالینی از حالت حاد با افزایش سریع تلفات تا حالت مرگ دیرهنگام طی چند هفته، متفاوت باشد.

ضایعات غالب گزارش شده شامل هسته های سکومی و ضایعات نکروتیک مشهود در کبد می باشند. ممکن است عفونت توأم با سایر بیماری ها، میزان تلفات را درمرغ ها افزایش دهد.

هیستومونیازیس به عنوان فاکتوری مکمل در عفونت های مزمن E.coliمطرح شده است.

غالباً هیستومونیازیس بعد از شکست درمان آنتی بیوتیکی علیه عفونت های اشرشیا کلی، تشخیص داده می شود. وقتی در این موارد عفونت توأم رخ می دهد (که عموماً بعد از تشخیص سپتی سمی اشرشیا کلی توسط نکروپسی و یافتن باکتری است)، درمان آنتی بیوتیکی کم اثر یا بدون اثربخشی می باشد؛ اگرچه استفاده از آن ها بر اساس تست های حساسیت است.

در این موارد، هیستوموناس مله آگریدیس عاملی محتمل در تلفات بعدی است. تشخیص هیستومونیازیس غالباً بر اساس آزمایش PCR از هسته های سکومی صورت می گیرد که اکثراًدر این موارد دیده می شود.

به علت محدودیت های تنظیم کننده ای که دائماً در حال افزایش هستند، برای چند دهه هیچ دارویی علیه هیستومونیازیس برای حیواناتی که مصرف خوراکی در بازار اروپا دارند، ثبت نشده است.

پرمیکس های جدید دامپزشکی

تنها استثناء، محصول “ParomomicinaHuvepharma” است که پرمیکس دامپزشکی حاوی پارامومایسین سولفات فعال است و در ایتالیا ثبت شده است وحاکی از آن است که می تواند برای درمان هیستومونیازیس بعد از تشخیص بیماری در گله بوقلمون، استفاده گردد. در حال حاضر تنها محصول ثبت شده در اروپا برای این منظور است.

نشان داده شده است که اگر پارامومایسین در مراحل اولیه عفونت استفاده شود، مولکولی مؤثر برای کاهش تلفات و ضایعات ناشی از هیستومونیازیس می باشد.پارامومایسین آنتی بیوتیکی از دسته آمینوگلیکوزیدها است.

 در کنار فعالیت آنتی بیوتیکی، پارامومایسین عملکردی علیه چندین انگل ایفا می کند. همچنین این عملکرد علیه انگل عامل هیستومونیازیس به اثبات رسیده استو محل اتصال پارامومایسین بر روی انگل نشان داده شده است. نیاز به تجویز زودهنگام داروبه این دلیل است که پارامومایسین به میزان کمی از دستگاه گوارش جذب می گردد. در مراحل اولیه عفونت، انگل فقط در روده (سکوم) حضور دارد و مکانی است که به فعالیت دارو حساس می باشد. در مراحل بعدی عفونت، انگل به سمت اندام های داخلی (به خصوص کبد) حرکت خواهد کرد که رسیدن به آنجا برای دارو مشکل است.

تشخیص اولیه حیاتی است

به منظور جلوگیری از مشکلات حاد در گله، تشخیص اولیه هیستومونیازیسحیاتی می باشد. بوقلمون های آلوده به هیستومونیازیس بیمار خواهند شد، بی صدا و با چشمانی بسته و بال هایی افتاده می نشینند (قوز می کنند).اسهال گوگرد رنگ مشهودی می تواند در گله دیده شود. لازم است در سریع ترین زمان ممکن، حیوانات مرده را با روش نکروسکوپی بررسی کرد و باید توجه ویژه ای به سکوم و کبد نمود.

با افزایش تلفات در گله های مولد و تخم گذار،باید حین انجام نکروسکوپی توجه ویژه ای به سکوم نمود. حضور توپی های سکومی می تواند حاکی از درگیری با هیستومونیازیس باشد.

اقدام ممکن دیگر، آزمایش PCR حساس به یافتن هیستومونیازیس در مراحل خیلی اولیه می باشد.

خاک ماده ای حساس برای یافتن هیستوموناس است و می تواند کمک کند تا فارم هایی که در آن انگل هیستوموناس وجود دارد، مشخص گردند و مکان هایی هستند که باید حین انجام نکروسکوپی، توجه ویژه ای نمود.

هنگامی که بیماری در گله وجود دارد، باید پارامومایسین در اسرع وقت تجویز گردد.

باید در کنار درمان با پارامومایسین، به مدیریت مرغداری توجه نمود. بوقلمون های مبتلا بیماری را پخش خواهند کرد و باید در زودترین زمان ممکن، معدوم یا ایزوله گردند.

بهداشت مطلوب و مدیریت بستر

بهداشت مطلوب و مدیریت بستر در فارم های درگیر،امری حیاتی است تا از گسترش بیماری جلوگیری شود. آوردن بستر تازه و تمیز به مرغداری، تقسیم بندی فضا به چند بخش، حذف پرندگان آلوده و افزایش میزان امنیت زیستی در فارم منجر به کاهش پخش انگل می گردد. همیشه اهمیت Heterakisgallinarumدر انتقال بیماری مورد سوال بوده است. می توان این طور پنداشت که Heterakisgallinarum به عنوان میزبانی واسط برای ورود بیماری به فارم ها مهم است.

فرم تاژک دار هیستوموناس می تواند تنها برای چند ساعت در محیط بیرون از بدن میزبان زنده بماند در حالی که فرم داخل تخم Heterakis می تواند تا چند سال زنده بماند.

احتمالاً در پخش هیستوموناس در گله، انتقال افقی با مجاری آبخوری اهمیت بیشتری دارد.

در حالی که مرغ ها نسبت به بوقلمون ها میزبان بهتری برای Heterakisgallinarum هستند، حضور هیستوموناس به زنده ماندن کرم و تولید تخم ها کمک می نماید.

توصیه می گردد تا فارم هایی که در آن ها هیستوموناس رخ می دهد، مرتباً کرم زدایی شوند تا در حد امکان، از عفونت ناشی از تخم های Heterakisبا هیستوموناس (و پخش بیماری به گله بعدی یا دیگری) جلوگیری شود.

این امر در فارم های مولد و تخم گذار مهم تر است زیرا میزبانان بهتری برای Heterakis هستند و غالباً مدت بیشتری زندگی می کنند که اجازه می دهد میزان بیماری تشدید گردد. لذا لازم است کرم زدایی به عنوان استراتژی مهمی در پخش هیستومونیازیس در نظر گرفته شود.

خلاصه

به طور خلاصه، هیستومونیازیس به عنوان مشکلی جدی در بوقلمون ها وجود دارد و مشکلی است که در فارم های مولد و تخم گذار بروز می یابد.

اخیراً فقط پارامومایسین (ParomomicinaHuvepharma) در اروپا (ایتالیا) به عنوان عامل درمانی هیستومونیازیس در بوقلمون ها ثبت شده است. نیاز است تا دارو در مراحل خیلی اولیه عفونت تجویز گردد که نیاز است توأم با بهبود مدیریت گله آلوده باشد. در مولدها و تخم گذارها توصیه می شود تا جهت پیش گیری از عفونت تخم های  Heterakisبا هیستوموناس، کرم زدایی به صورت منظم صورت گیرد.

ترجمه و تحقیق :دکتر فاطمه داودی بخش علمی شرکت آرین رشد افزا(آرا)

  Reference: International Poultry Production, Volume 28 Number 5 (2020), Pages 27-28.